سيد جعفر سجادى

1714

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

( كليات حقوقى ص 605 ، 306 ) المُحَمَّديَّه - ( از فرق اماميه - اصطلاح كلامى ) پيروان اين فرقه در انتظار ظهور محمد بن عبد الله بن الحسن بن الحسين بن على بن ابى طالبند كه او را مرده و مقتول نمىپندارند . و گمان ميكنند كه او در ناحيه‌اى از نجد پنهان است تا روزى كه وى خروج كند . ( از مختصر فرق بين الفرق ص 53 ) مَحْمِل - ( اصطلاح ذوقى ) محمل آرامش تكليفى را گويند . مِحْنَت - ( اصطلاح ذوقى ) محنت و بلا امتحان بر دل و جان است . گر بر سر من خار بلا بارانى * باران تو را دوخته‌ام بارانى محنت و محبت ، قرينه‌اند و دوست ديرينه‌اند ، كيمياى محبت رايگان نيست هر چه بلا است بجان محب گران نيست ، هزار جان بايد براى دوست تا بذل كنى ، محنت و بلا امتحان است و بر دل و جان است هر كه حال محبت بيان كند نقصان و كمال وى عيان كند و دام بلا بيفكند و تخم عطا پراكند ، نعمت محبت با عطا بياميزد ( از رسائل خواجه عبد الله ص 124 ) . آزار و جفا و حيله‌ها خوى تو است * عاشق گشتن رسم سر كوى تو است هر روز جفا كنى و عذر آغازى * عذر تو عذار عنبرين بوى تو است مَحْمول - ( اصطلاح منطقى ) جزء اول قضيهء حمليه را موضوع و جزء دوم را محمول مينامند چنان كه در مثال « انسان حيوانست » حيوان حمل بر انسان شده و محمول است . رجوع بمحكوم به و محكوم عليه شود . مَحْمولِ بِالضَّميمه - ( اصطلاح منطقى ) محمول بالضميمه عبارت از محمولى است كه حمل آن بر موضوع مستلزم انضمام امرى ديگر بموضوع باشد مانند حمل ابيض بر جسم كه نياز بانضمام بياض بجسم دارد . و در صورتى حمل ابيض بر جسم درست است كه بياضى بدان ضميمه شده باشد و اين نوع حمل را حمل غير ذاتى هم گفته‌اند زيرا محمول منتزع از ذات موضوع نيست در مقابل خارج محمول كه محمول منتزع از ذات موضوع است و حمل آن بر موضوع مستدعى ضميمه شدن چيزى ديگر نيست مانند « انسان ممكن است » كه امكان منتزع از ذات انسان است اين گونه محمولات را محمولات ذاتى گويند چنان كه نوع اول را محمولات عرضى هم گويند . ( از شفا ج 2 ص 351 - تفسير 785 ، 102 و 825 ) . مَحْمولِ ذاتى مَحْمولِ عَرَضى ( اصطلاح منطقى ) رجوع به محمول بالضميمه شود . مَحْو - ( اصطلاح عرفانى ) محو در لغت پاك كردن نوشته است از لوح و نزد صوفيان عبارت از محو اوصاف عادتست همانطور كه اثبات اقامهء احكام عادتست و بر سه طريق است ، محو زلت از ظواهر و محو غفلت از ضمائر و محو علت از